حكيم ابوالقاسم فردوسى
426
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
سپاهيانش سد هزار سوار جنگى و نيزهگذار بود . پس شاه به نستور گفت : اى پهلوان رزمساز ، بازگرد و به سوى تركان بتاز و پيرامون خلّخ « 1 » بگذر و هر كسى را كه يافتى ، به خون پدرت بكُش . آنگاه شهريار ايران هر آنچه مىبايست ، بفرمود تا به او بدهند . پس نستور در همان هنگام سپاهيان را بدان سو برد . چون شاه گيتى بر تخت بنشست و تاج كيانى بر سر نهاد ، همهء سپاهيان را بار بداد و در گنج بگشود و خواستهء بسيارى به سپاهيان بخشيد . به همهء سران سپاه نيز شهرهايى بداد و هيچكسى را بىآن كه چيزى دهد ، نگذاشت . هر كه سزاوار پادشاهى بود ، به دو داد و هر آن كه شايستهء پايگاه بود ، برايش پايگاهى نهاد . چون همه را سزاوار كارشان بداد ، ايشان را به سوى خانههايشان بفرستاد . آنگاه خود بر تخت شاهنشاهى بنشست و بفرمود تا آتش برافروختند و داربوى « 2 » هندى بر آن بسوختند . آن آتش را بجاى زمين بر روى زر پاك سوختند و بجاى خاك از شاهبوى و بجاى هيزم از داربوى بهره گرفتند . چون همهء كارها را به سامان آورد ، آن آتشكده را آتشكدهء گشتاسپ نام نهاد « 3 » . پس بفرمود تا بر آن گنبد نهادند و جاماسپ را موبد آن بساخت . آنگاه به سوى كاردانانش نامه نوشت كه : خداوند ما را رها نكرد و بيهوده نگذاشت و شب ما را كه تيره گشته بود ، روز كرد و كيان را در هرجا پيروز ساخت . ارجاسپ به نفرين شد و ما با آفرين گشتيم . براستى كه چه كسى بجز پروردگار گيهان آفرين بر اين كار توانا است ؟ اكنون چون پيروزى شاه خود را بشنويد ، گزيتى « 4 » به آتش پرستان بدهيد . چون قيصر روم آگاه شد كه شاه ايران ، فرّخ گشت و
--> ( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1204 ، بيت 813 اين بيت اين گونه آمده : به اطراف خلّخستان بر گذر * بكش هر كه يا بى به خون پدر ليك در نسخهء بروخيم ، ج 6 ، ص 154 مصرع اول بدين سان ضبط شده : « به آياس و خلخستان بر گذر » ^ CENTER و در نسخهء مسكو ، ج 6 ، ص 120 نيز بجاى « آياس » ، « ايتاش » آمده است كه احتمالاً مراد همان منطقه آلان مىباشد . ( 2 ) - داربوى به پارسى به معناى عود است . ( 3 ) - ثعالبى نام اين آتشكده را آتشكدهء آذرنوش ذكر كرده است . تاريخ غررالسير ، ص 171 . ( 4 ) - گزيت كه معرب آن جزيه مىباشد ، به زرى گفته مىشود كه از كفار ذمى گرفته مىشود . نيز زرى كه حكام ، هر ساله به عنوان خراج از رعايا گيرند . برهان قاطع ، ماده گزيت و حواشى معين .